شعری از این کتاب:
این یک حدیثِ معتبر از مرگ است:
هر کس که مرده است نمیمیرد
هر کس که مرده بودنِ خود را هم
از یاد برده است نمیمیرد
هر کس که نیشِ خنجرِ قلبش را،
با میل خورده است نمیمیرد!
این یک حدیثِ معتبر از رنج است:
[نابرده رنج گنج میسر نیست]
در جنگلی که خورده عقابش را
جایِ خر است، جایِ کبوتر نیست
هر کس مرا به چاه نیندازد،
بیشک غریبه است، برادر نیست!
این یک حدیثِ معتبر از دین است:
یاایهاالذین... کجا رفتید؟
ای دوستانِ مؤمنِ من، از من،
کافر شدید و سمتِ خطا رفتید؟
اَلّاکُلنگ، بازیِ بیرحمیست؛
خوردم زمین؛ شما به هوا رفتید!
این یک حدیثِ معتبر از جنگ است:
ترکش تَ. . تَر.... تَ. . تَر.... -چه کشی آمد-
دنیای گیج من به چه ترفندی
جنگ از کلاس پرورشی آمد؟
تو روز و شب عذاب فرستادی،
از سمتِ ما چه واکنشی آمد؟
این یک حدیثِ معتبر از شعر است:
مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُن
حافظ نخوان، کنایه نزن دیگر:
[آنان که خاک را به نظر...] بس کن
بعد از تو گریه کردهام آهم را
در گوشِ نعرههایِ گرامافون!
این یک حدیثِ معتبر از عشق است:
تنها حدیثِ خنده تویی، برگرد
برگرد و ذره ذره شکارم کن
درندگیِ رنده تویی، برگرد
پرواز را تو بردهای از یادم،
دنیایِ بیپرنده تویی، برگرد!
ای دامنت روایتِ کوتاهی
دنیا نمایشیست که کوتاه است
آلودهی بهشتم و میترسم
از بس خدایِ چشمِ تو گمراه است
لطفاً بخوان ادامهی بغضم را،
این یک حدیثِ معتبر از آه است:
من یک حدیثِ معتبرم از تو
از تو، اگرچه بیخبرم از تو
ای ماجرای بودن من، ای من،
تا کی من از تو بو نبرم، از تو
بازی تویی قمار منم تا کی،
تا کی ببازمت، نبرم از تو
تو صد هزار و یک نفری بیمن
من صد هزار و یک نفرم از تو
شرمندهام که پر زدم و پر زد،
مُهرِ قفس به بال و پرم از تو
شرمندهام که بیتو دلم خون است،
از من که بیتو دربهدرم، از تو
تو یک حدیثِ معتبر از مرگی؛
یک روز میرسد خبرم از تو...
شابک: 9786224421036
قطع کتاب: رقعی
جلد کتاب: شومیز
تعداد صفحه: 100
نوبت چاپ: اول
سال انتشار: 1405