بخشی از داستان:
ترگل کبک مستی که از خروش سگتورههای زندگی نمیهراسید. تراز تنش به ترازوی روزگار سنگین میآمد. باد به امرش میوزید. ماه و خورشیدبه امرش طلوع و غروب میکردند. سربند نقرهاش چون تاجی بود بر بلندای پیشانی بلندش و سیاهی سورمهی چشمانش ردی مورب به سفیدی صورتش بود. چالهای گونهاش چاه ابتدایی قنات بود، لبریز از آب حیات.
به ایل شهبانویی بود...
نظرات در مورد این رمان:
دکتر غلامرضا فولادی:
داستان «نه عشق نه هیاهو» ساختار روایی منسجمی دارد اما هنر حسرتبرانگیز در ساحت زبان اتفاق میافتد. در گزینش واژهها و کنار هم چیدن آنها و خلق اندیشه، خلق احساس، خلق عاطفه، خلق فضا، خلق شخصیت، خلق اشیا که همهی اینها از دم مسیحایی نویسنده، جان گرفتهاند.
دکتر محمدحسین بهرامیان:
داستان «نه عشق نه هیاهو» تنها یک متن ادبی دلپذیر یا رمان زیبا و خواندنی نیست بلکه جشنوارهی متنوعی از خردهفرهنگهاست که در قالب روایت داستان ارائه شده است.
شابک: 9786224420664
قطع کتاب: رقعی
جلد کتاب: شومیز
نوبت چاپ: اول - دی 1404 | دوم: اردیبهشت 1405 | سوم: خرداد 1405
سال انتشار: 1404
تعداد صفحات: 292