شعری از این کتاب:
ناکرده روی خاک گناهی نمانده است
تا دوزخ عذاب تو راهی نمانده است
ابلیس نیز روی ز ما برگرفته است
حتی به ما امید گناهی نمانده است
از زخمهای صعب که بر جان خود زدیم
دیگر توان گفتن آهی نمانده است
سیلی باد و زخمهی طوفان و ما خموش
بر ما جز این حیات گیاهی نمانده است
از کارگاه اختر و سودای آفتاب
سودی به ما سوای سیاهی نمانده است
در دست بود کوهی از امیدمان و نک
در دست باد جز پر کاهی نمانده است
از ذروههای سروری و قلههای نور
جز تپههای پست تباهی نمانده است...
شابک: 9786224420923
قطع کتاب: رقعی
جلد کتاب: شومیز
نوبت چاپ: اول
سال انتشار: 1405