برندهی جایزهی صادق هدایت
بخشی از متن کتاب:
باید برم فرودگاه پروین رو تحویل بگیرم. نمیدونم چرا تا اونجا منو کشوندند! یه تابوت دادند دستم و نگذاشتند توش رو نگاه کنم. تا قبرستون همهش به این فکر کردم شاید پروین اون تو نباشه، شاید یه زن دیگهست، مثلاً اسمش فرانک. رفته اوگاندا از بچههایی که اسلحههای بزرگ دستشونه عکاسی کنه. شاید یه مَرده که اسمش مصطفیست و از سودان اسلحه قاچاق میکرده به اوگاندا. اما خودش بود. در تابوت رو که باز کردند پر بود از ماهی کوچولوهایی که اومده بودند ته اقیانوس تا توک بزنن به تن پروین واسه زنده بودن. خودش بود. از اقیانوسها گذشته بود و موهای جوگندمیش هنوز خیس بود. بهش نگاه میکردم و صدای لیموییش توی فضا میپیچید که مدام منو صدا میکرد و مثل اون زن روی ماه پاهاش رو تکون میداد. دولا شدم و پیشونیش رو بوسیدم. بهش گفتم یه دوش بگیر. بوی فلس ماهی میدی و جلبکهای دریایی. بعد سر تکون دادم که خودشه.
شابک: 9786224420251
قطع کتاب: رقعی
جلد کتاب: شومیز
تعداد صفحه: 78
نوبت چاپ: اول
سال انتشار: 1405