شعری از این کتاب:
پاییز را دیدم چگونه برگ میریخت
برجان بیجان درختان مرگ میریخت
در زیر پایم خشخش برگ درختان
در گوش سنگین زمین آهنگ میریخت
گویا هنرمندی پر از احساس و پرشور
بر بوم زیبای طبیعت رنگ میریخت
بر روی سنگی چهرهی ماهش کشیدم
باد سبکسر خاکها بر سنگ میریخت
گویا که او جادوگر افسانهها بود
بر سبزپوشی زمین نیرنگ میریخت
ای کاش درسی از صداقت دیده بودم
سبز قباپوش از وفا یکرنگ میریخت
بر یادگاران زمین نقشی کشیدند
همسان این بیدادشان فرهنگ میریخت
گویا که دلتنگ صبا یا باد نوروز
اینگونه در بیطاقتی دلتنگ میریخت
غم دارد از افتادن مردم شب تار
دارد هراسی در دلش شبرنگ میریخت
شابک: 9786228868127
قطع کتاب: رقعی
جلد کتاب: شومیز
نوبت چاپ: اول
سال انتشار: 1405