شعری از این کتاب:
اِقلیمی از تنهاییام ساختهام.
چشمهایم را که میبَندم،
شبْ پنجره را باز میکُند به رویا...
خواب ديدم زِمزِمهات را
زیرِ سقفِ بارانیِ نِگاهت.
احساس به يَغما رفـت و
وحشت به اِسارَت.
کِز کردهام کُنجِ هزاران «اِی کاش...»
زُل زده به رنـگِ آرزویِ وِصـالـت.
در من چراغی روشن و شبپرهای هَمدمِ هَر دَمَم
دود میخیزَد از ارتعاشِ بازدَمَم.
میکوبَد و میکوبَد،
میبینم و مینوشَم
جُرعه جُرعه از صدایِ خاموشم.
...امروز یک عُمر میشَود که فراموشَم!
شابک: 9786228868165
قطع کتاب: رقعی
جلد کتاب: شومیز
تعداد صفحه: 172
نوبت چاپ: اول
سال انتشار: 1405