سهشنبه، ۱۰ شهریور ۱۴۰۵

یانیس ریتسوس یکی از تأثیرگذارترین شاعران قرن بیستم یونان و از چهرههای برجسته ادبیات جهان است؛ شاعری که زندگیاش با رنج، زندان، تبعید و در عین حال خلاقیتی خستگیناپذیر گره خورده بود. در این مقاله به بررسی کامل بیوگرافی ریتسوس، دوران کودکی، مسیر شکلگیری شخصیت ادبی، مهمترین آثار و سبک شعری او میپردازیم. ریتسوس در طول حدود شصت سال فعالیت ادبی، بیش از صد دفتر شعر منتشر کرد و نُه بار نامزد جایزه نوبل ادبیات شد؛ با این حال، آنچه او را از بسیاری از همنسلانش متمایز میکند، پیوند عمیق میان زندگی پرمخاطرهاش و شعرهایی است که سرود. اگر میخواهید بدانید این شاعر یونانی چه مسیری را طی کرد و چرا هنوز پس از گذشت دههها خوانده میشود، این مقاله از مجله ایهام را تا پایان دنبال کنید.
یانیس ریتسوس در اول مه ۱۹۰۹ در شهر کوچک مونمواسیا، در جنوب شرقی شبهجزیره پلوپونز یونان، به دنیا آمد. او آخرین فرزند خانوادهای ثروتمند و زمیندار بود و نخستین سالهای کودکیاش، به گفته خودش، تنها دوران آرام و بیدغدغه زندگی خانوادگی او به شمار میرفت.
اما این آرامش دیری نپایید. خانواده ریتسوس بهتدریج با ورشکستگی اقتصادی روبهرو شد و پشت سر آن، مصیبتهای بزرگتری از راه رسیدند. برادرش دیمیتریس (میمیس)، دانشجوی افسری نیروی دریایی، بر اثر بیماری سل درگذشت و چند ماه بعد مادرش نیز به همین بیماری جان باخت. اندکی بعد پدرش دچار بیماری روانی شد و سرانجام در سال ۱۹۳۸ در تیمارستانی نزدیک آتن درگذشت. خواهر ریتسوس، لولا، نیز که همراه دوران کودکی او بود، در سال ۱۹۳۶ به همان تیمارستان منتقل شد. این سلسله فقدانها سایه سنگینی بر زندگی و بعدها بر شعر ریتسوس انداخت.
ریتسوس دوران دبیرستان را همراه خواهرش در شهر کوچک گیتیو گذراند و در سال ۱۹۲۵ برای ادامه تحصیل به آتن رفت. اما بهزودی خودش نیز به بیماری سل مبتلا شد؛ بیماریای که در آن دوران هنوز درمان قطعی نداشت و بیماران را با سایه مرگ زودهنگام روبهرو میکرد. او مدتی را در آسایشگاههای درمان سل گذراند، تجربهای که بعدها در نوشتهها و نگاه او به زندگی و مرگ بازتاب یافت.
این دوران بیماری و بستریشدن، بهجای آنکه مسیر تحصیل دانشگاهی رسمی را برای او هموار کند، او را به سمت مطالعه گسترده ادبیات، فلسفه و اندیشههای اجتماعی سوق داد. ریتسوس در همین سالها با آثار نویسندگانی چون داستایفسکی و تولستوی که بعدها در ویرایش آثارشان نیز نقش داشت آشنا شد و بهتدریج جهانبینی ادبی و سیاسی خود را شکل داد. آشنایی او با اندیشههای مارکس و لنین در همین سالها آغاز شد و در سال ۱۹۳۱ به عضویت حزب کمونیست یونان درآمد؛ تعلقی که تا پایان عمر بر شعر و سرنوشت او تأثیر گذاشت.
ریتسوس فعالیت حرفهای خود را در نشر با کار در چاپخانههای آتن آغاز کرد؛ همان محیطی که او را با محافل ادبی و فرهنگی پایتخت یونان پیوند داد. در سال ۱۹۳۴، در سیوسهسالگی، نخستین دفتر شعرش با عنوان «تراکتورها» منتشر شد و به این ترتیب مسیر رسمی فعالیت ادبی او آغاز شد. یک سال بعد، دومین مجموعهاش با نام «اهرام» منتشر شد.
نقطه عطف نخستین سالهای فعالیت او، سال ۱۹۳۶ بود؛ زمانی که پلیس یونان به تظاهرات کارگران توتونساز در تسالونیکی حمله کرد و چند کارگر کشته شدند. ریتسوس تحت تأثیر این رویداد، شعر بلند «اپیتافیوس» را سرود؛ اثری که بازتاب گستردهای یافت اما با روی کار آمدن دیکتاتوری یوآنیس متاکساس، در ملأ عام و در پای ستونهای معبد زئوس در آتن به آتش کشیده شد. این رویداد نشان داد که شعر ریتسوس از همان ابتدا نهتنها اثری ادبی، بلکه کنشی اجتماعی و سیاسی نیز بود.
ریتسوس در طول زندگی خود بیش از صد دفتر شعر، همراه با نمایشنامه، مقاله و ترجمه از خود برجای گذاشت. در ادامه به برخی از مهمترین و شناختهشدهترین آثار او اشاره میکنیم.
«اپیتافیوس» یکی از نخستین و تأثیرگذارترین آثار ریتسوس است که با الهام از سرکوب کارگران توتونساز سروده شد و نمونهای از پیوند شعر او با مسائل اجتماعی و طبقه کارگر است. «رمیوسینی» یا «یونانیت»، سروده دهه ۱۹۴۰، یکی از شناختهشدهترین آثار او به شمار میرود که بعدها آهنگساز برجسته یونانی، میکیس تئودوراکیس، آن را به یکی از سرودهای ماندگار موسیقی یونان تبدیل کرد.
«سونات مهتاب»، منتشرشده در سال ۱۹۵۶، یکی از برجستهترین آثار دوره میانی زندگی ریتسوس است که جایزه ملی شعر یونان را برای او به ارمغان آورد. این اثر با فرم گفتوگومانند و لحنی نزدیک به تکگویی نمایشی، نمونهای از توانایی ریتسوس در ترکیب فرم مدرن با درونمایههای عمیق انسانی است.
از دیگر آثار مهم او میتوان به «تقویم تبعید» که حاصل سالهای سخت تبعید اوست، «پنجره»، «پل»، «دیگ دودزده»، «پرانتز»، «زمان سنگی» و «دهلیز و پلکان» اشاره کرد. ریتسوس همچنین رمانهایی نیز نوشت، هرچند بخش عمده شهرت جهانی او مرهون شعرهایش است. بسیاری از این آثار به فارسی نیز ترجمه شدهاند؛ از جمله ترجمههای احمد شاملو، احمد پوری، علی عبداللهی، محمدعلی سپانلو، لیلی گلستان و فریدون فریاد که هرکدام گوشهای از دنیای شعری ریتسوس را به خوانندگان فارسیزبان معرفی کردهاند.
شعر ریتسوس ترکیبی است از سادگی زبانی و عمق فکری. یکی از ویژگیهای بارز شعر او، رفاقت شاعر با اشیای پیرامونش و توجه به جزئیات ملموس زندگی روزمره است؛ ویژگیای که منتقدان از آن با عنوان «عینیتگرایی» یاد میکنند. ریتسوس بهجای پناهبردن به انتزاع، اشیای ساده - یک پنجره، یک صندلی، یک لیوان - را به نمادهایی برای بیان تجربه انسانی بدل میکند.
از نظر مضمونی، شعر ریتسوس در میان دو قطب حرکت میکند: از یک سو اشعاری آشکارا سیاسی و اجتماعی که گاه به سرودهای مقاومت بدل شدند، و از سوی دیگر اشعاری کاملاً شخصی، تأملی و گاه اگزیستانسیالیستی که به تنهایی، مرگ، زمان و حافظه میپردازند. این دوگانگی، بدون آنکه یکدیگر را نفی کنند، در کنار هم تصویری کامل از جهانبینی او میسازند.
از نظر ساختاری، ریتسوس در بسیاری از آثار خود از فرم شعر بلند روایی-نمایشی بهره برده و گاه صدای شخصیتهایی از اسطورههای یونان باستان را وام میگیرد تا از خلال آنها به مسائل معاصر بپردازد؛ شیوهای که ریشههای او در فرهنگ و ادبیات کهن یونان را نشان میدهد. زبان او، برخلاف بسیاری از شاعران مدرنیست همعصرش، از پیچیدگی مصنوعی دوری میکند و به همین دلیل برای خوانندگان عادی نیز قابل درک و نزدیک است.
فقدانهای دوران کودکی، بیماری سل، و سالهای طولانی زندان و تبعید، مواد خامی بودند که ریتسوس بارها و بارها در شعرهایش به آنها بازگشت. او در دوران جنگ داخلی یونان و پس از آن، به دلیل فعالیتهای سیاسی و عضویت در حزب کمونیست، بارها بازداشت و به جزایری چون لیمنوس و ماکرونیسوس تبعید شد. این سالهای تبعید در آثاری چون «تقویم تبعید» بازتاب یافتهاند.
در سال ۱۹۵۴ ریتسوس با فالیتسا گیادی، پزشکی که در کنارش ماند، ازدواج کرد و در سال ۱۹۵۵ دخترش اِری به دنیا آمد. این دوران، از نظر آرامش نسبی خانوادگی، تا برقراری دیکتاتوری نظامی سرهنگها در سال ۱۹۶۷ ادامه یافت؛ دیکتاتوریای که بار دیگر ریتسوس را به دلیل فعالیتهای سیاسیاش با بازداشت و تبعید روبهرو کرد.
ریتسوس شاعری متعهد بود که هرگز میان هنر و مسئولیت اجتماعی خود دیواری نکشید. او باور داشت شعر میتواند در کنار ارزش هنریاش، ابزاری برای بیان درد جمعی و مقاومت در برابر بیعدالتی نیز باشد. با این حال، شعر او هرگز به شعار سیاسی صرف تقلیل نیافت؛ او همواره کوشید میان تعهد اجتماعی و صداقت شاعرانه توازن برقرار کند.
از سوی دیگر، دغدغههای وجودی مانند گذر زمان، تنهایی انسان، حافظه و مرگ، بخش مهمی از جهان فکری او را تشکیل میدهند. این ترکیب از تعهد اجتماعی و تأمل فلسفی، ریتسوس را از شاعری صرفاً سیاسی به شاعری جهانشمول بدل کرد که مخاطبانش را فراتر از مرزهای یونان و فراتر از گرایشهای ایدئولوژیک خاص یافت.
ریتسوس امروزه در کنار کنستانتینوس کاوافیس، کوستاس کاریوتاکیس، یورگوس سفریس و اودیسئاس الیتیس، یکی از پنج شاعر بزرگ یونان در قرن بیستم شناخته میشود. شاعر فرانسوی لویی آراگون او را «بزرگترین شاعر عصر ما» خوانده است، جملهای که بهخوبی جایگاه بینالمللی ریتسوس را نشان میدهد.
آثار او به بیش از پنجاه زبان ترجمه شده و بسیاری از شعرهایش، بهویژه «رمیوسینی»، با موسیقی میکیس تئودوراکیس پیوندی ماندگار یافتهاند؛ ترانههایی که هنوز در یونان بخشی از حافظه جمعی مردم به شمار میروند. تأثیر ریتسوس تنها به یونان محدود نماند؛ نسلهایی از شاعران در سراسر جهان، بهویژه در ادبیات متعهد و سیاسی، از سبک و نگاه او الهام گرفتهاند.
در دهههای پایانی عمر، ریتسوس با وجود مشکلات جسمی مزمن ناشی از بیماری سل، همچنان به سرودن شعر ادامه داد و جوایز متعددی از کشورهای مختلف از جمله فرانسه، ایتالیا، شوروی و بلغارستان دریافت کرد. در سال ۱۹۷۷ جایزه صلح لنین به او اهدا شد؛ افتخاری که خود او آن را حتی مهمتر از نوبل ادبیات توصیف کرد. او در مجموع نُه بار نامزد جایزه نوبل ادبیات شد، اما هرگز موفق به دریافت آن نشد.
یانیس ریتسوس در ۱۱ نوامبر ۱۹۹۰ در آتن، در حالی که سخت بیمار و در بیمارستان بستری بود، درگذشت. در همان سال، سازمان جهانی صلح جایزهای به پاس خدماتش به صلح جهانی به او اهدا کرد؛ نشانهای از احترامی که جامعه جهانی برای این شاعر یونانی قائل بود.
میراث ریتسوس امروز در دو سطح قابل بررسی است: نخست، حجم عظیم و کیفیت شعرهایی که از او برجای مانده و همچنان در دانشگاهها و محافل ادبی سراسر جهان خوانده و تحلیل میشود؛ و دوم، نقش او بهعنوان نمادی از پیوند شعر و مقاومت انسانی در برابر استبداد. شعرهای او که در دوران زندان و تبعید سروده شدند، امروز نهتنها بهعنوان اسناد ادبی، بلکه بهعنوان اسناد تاریخی از دورهای پرتلاطم در تاریخ یونان خوانده میشوند.
ترجمه گسترده آثار ریتسوس به فارسی توسط مترجمانی چون احمد شاملو و احمد پوری، نشان میدهد که صدای او در ادبیات فارسی نیز جایگاهی پایدار یافته است؛ صدایی که همچنان با خوانندگان امروز، فارغ از فاصله زمانی و جغرافیایی، ارتباط برقرار میکند.
بیوگرافی ریتسوس روایتی است از پیوند ناگسستنی میان رنج شخصی، تعهد اجتماعی و خلاقیت ادبی. او با وجود از دستدادن خانواده در کودکی، سالها بیماری، زندان و تبعید، هرگز از سرودن دست نکشید و بیش از صد دفتر شعر از خود برجای گذاشت که امروز بخشی جداییناپذیر از میراث ادبیات یونان و جهان به شمار میروند. سادگی زبان، عینیتگرایی، و توازن میان تعهد سیاسی و تأمل فلسفی، ریتسوس را به شاعری بدل کرد که صدایش هنوز پس از گذشت دههها شنیده میشود. آشنایی با زندگی و آثار او، دریچهای است به فهم بخش مهمی از تاریخ ادبیات و تاریخ سیاسی یونان در قرن بیستم. در انتشارات ایهام کتاب "ریتسوس در پرانتزها" که گزیدهای از زیباترین اشعار این شاعر یونانی است به چاپ رسیده است
۱. یانیس ریتسوس که بود؟ یانیس ریتسوس شاعر یونانی، نویسنده و از چهرههای فعال جنبش مقاومت یونان بود که با بیش از صد دفتر شعر، یکی از تأثیرگذارترین شاعران قرن بیستم اروپا به شمار میرود.
۲. مهمترین اثر یانیس ریتسوس چیست؟ از میان آثار متعدد او، «رمیوسینی» و «سونات مهتاب» از شناختهشدهترین و تأثیرگذارترین آثارش هستند، هرچند «اپیتافیوس» نیز از نظر تاریخی اهمیت ویژهای دارد.
۳. آیا ریتسوس جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد؟ خیر؛ ریتسوس نُه بار نامزد جایزه نوبل ادبیات شد اما هرگز موفق به دریافت آن نشد. در عوض، جایزه صلح لنین را در سال ۱۹۷۷ دریافت کرد.
۴. چرا ریتسوس چند بار زندانی و تبعید شد؟ ریتسوس به دلیل عضویت در حزب کمونیست یونان و فعالیتهای سیاسیاش، در دوران جنگ داخلی یونان و همچنین در زمان دیکتاتوری نظامی سرهنگها، بارها بازداشت و به جزایری مانند لیمنوس و ماکرونیسوس تبعید شد.
۵. آثار ریتسوس به فارسی توسط چه کسانی ترجمه شدهاند؟ مترجمانی چون احمد شاملو، احمد پوری، علی عبداللهی، محمدعلی سپانلو، لیلی گلستان و فریدون فریاد بخش قابلتوجهی از آثار ریتسوس را به فارسی برگرداندهاند.
اگر از طرفداران ادبیات جهان هستید انتشارات ایهام به عنوان ناشر تخصص ادبیات و هنر مجموعه اشعار زیبایی از شاعران سرشناس دنیای ادبیات را به چاپ رسانده است که میتوانید در بخش شعر جهان با این عنوانها آشنا شوید و در صورت تمایل بخوانید